ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

189

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

بود ، بقوم ثمود آمد ، و بيرون از تاريخ پدر هود ، شالخ را چهارصد و سى سال عمر گويد ، و پدر شالخ ارفحشد [ را ] چهارصد و شصت و پنج سال عمر بود ، و پدرش سام بن نوح را پانصد و نود سال ، و در آن تاريخ دور زحل بود ، آفرينش و عمر و سيرت خلاف اين روزگار بوده است . صالح النبى عليه السلام عاد و ثمود به زمين حجر و باديه چنانك ياد كرده‌ايم بودندى ، و در كوه خانها كنده بودند ، و بت پرستيدندى ، پس خداى تعالى صالح پيغامبر را بديشان فرستاد ، و كس نگرويد ، تا معجزه خواستند ، كه از سنگ ناقه با بچه بيرون آيد ، صالح دعا كرد سنگ بفرمان حق تعالى شكافته شد ، و ناقه با بچه بيرون آمد ، ايشان منكر شدند و گفتند سحرست ، و سى سال آن ناقه در ميان ايشان بماند ، تا بر آخر قصه ناقه را بكشتند و حق تعالى تعالى [ 1 ] ايشان را هلاك كرد قوله تعالى : وَ أَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ . و صالح با مؤمنان مىبود و اللّه اعلم . ابراهيم النبى عليه السلام نمرود بن كنعان بن كوش با پدر ابراهيم از زمين بابل بودند ، و در نسب ثمود بسيار گونه روايتهاست امّا اين درستترست كه گفته شد ، و موافق است با ذكر آنچ در ميانهء كتاب ياد كرده‌ايم در اخبار ( 123 - آ ) كوش پيل دندان ، و از ملكان بت‌پرست ستمكاره‌تر و سخت‌تر اندر تعبد صنم از نمرود كس نبودست و اوّل بت‌پرستى از روزگار طهمورث بود ، چون كسى به مردى مثال او از چوب بتراشيد [ ند ] ى و ايشان را پرستش كردندى ، و اندر عهد جمشيد تازه شد ، كه صورت خويش بفرستاد در اطراف ، پنج‌گانه : ودّا ، و سواع ، و يغوث ، و يعوق ، و نسر ، و بروايتى گويند اين بتان را بعهد شيث كردند ، و بروزگار نوح عليه السلام بوده‌اند و ذكر آن در كلام حق تعالى ظاهرست در سورهء نوح . پس از ؟ عد ؟ مولود ابراهيم عليه السلام ، و آن شرحها

--> [ ( 1 ) ] كذا مكرر .